☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۹۳۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای آنک امام عشقی تکبیر کن که مستی — دو دست را برافشان بیزار شو ز هستی

موقوف وقت بودی تعجیل می‌نمودی — وقت نماز آمد برجه چرا نشستی

بر بوی قبله حق صد قبله می‌تراشی — بر بوی عشق آن بت صد بت همی‌پرستی

بالاترک پر ای جان ای جان بنده فرمان — که مه بود به بالا سایه بود به پستی

همچون گدای هر در بر هر دری مزن سر — حلقه در فلک زن زیرا درازدستی

سغراق آسمانت چون کرد آن چنانت — بیگانه شو ز عالم کز خویش هم برستی

می‌گویمت که چونی هرگز کسی بگوید — با جان بی‌چگونه چونی چگونه استی

امشب خراب و مستی فردا شود ببینی — چه خیک‌ها دریدی چه شیشه‌ها شکستی

هر شیشه که شکستم بر تو توکلستم — که صد هزار گونه اشکسته را تو بستی

ای نقش بند پنهان کاندر درونه ای جان — داری هزار صورت جز ماه و جز مهستی

صد حلق را گشودی گر حلقه‌ای ربودی — صد جان و دل بدادی گر سینه‌ای بخستی

دیوانه گشته‌ام من هر چه از جنون بگویم — زودتر بلی بلی گو گر محرم الستی

← Önceki 2934 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı