☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۹۴۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای گوهر خدایی آیینه معانی — هر دم ز تاب رویت بر عرش ارمغانی

عرش از خدای پرسد کاین تاب کیست بر من — فرمایدش ز غیرت کاین تاب را ندانی

از غیرت الهی در عرش حیرت افتد — زیرا ز غیرت آمد پیغام لن ترانی

زان تاب اگر شعاعی بر آسمان رسیدی — از آسمان نمودی صد ماه آسمانی

اندر جمال هر مه لطف ازل نمودی — هر عاشقی بدیدی مقصودهای جانی

در راه رهروان را رنج و طلب نبودی — خوف فنا نبودی اندر جهان فانی

یک بار دردمیدی تا جان گرفت قالب — دردم تو بار دیگر تا جان شود عیانی

از یک شعاع رویت چون لامکان مکان شد — هم برق تو رساند او را به لامکانی

انگشتری لعلت بر نقد عرضه فرما — تا نعره‌ها برآید از لعل‌های کانی

یک جام مان بدادی تا رخت‌ها گرو شد — جامی دگر از آن می هم چاره کن تو دانی

جانی رسید ما را از شمس حق تبریز — کان جان همی‌نماید در غیب دلستانی

← Önceki 2942 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı