☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۹۵۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چون روی آتشین را یک دم تو می‌نپوشی — ای دوست چند جوشم گویی که چند جوشی

این جان و عقل مسکین کی یابد از تو تسکین — زین سان که تو نهادی قانون می فروشی

سرنای جان‌ ما را در می دمی تو دم دم — نی را چه جرم باشد چون تو همی‌خروشی

روپوش برنتابد گر تاب روی این است — پنهان نگردد این رو گر صد هزار پوشی

بر گرد شید گردی ای جان عشق ساده — یا نیک سرخ چشمی یا خود سیاه گوشی

گر ز آنک عقل داری دیوانه چون نگشتی — ور نه از اصل عشقی با عشق چند کوشی

اجزای خویش دیدم اندر حضور خامش — بس نعره‌ها شنیدم در زیر هر خموشی

گفتم به شمس تبریز کاین خامشان کیانند — گفتا چو وقت آید تو نیز هم نپوشی

← Önceki 2956 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı