☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۹۵۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مطرب چو زخمه‌ها را بر تار می‌کشانی — این کاهلان ره را در کار می‌کشانی

ای عشق چون درآیی در عالم جدایی — این بازماندگان را تا یار می‌کشانی

کوری رهزنان را ایمن کنی جهان را — دزدان شهر دل را بر دار می‌کشانی

مکار را ببینی کورش کنی به مکری — چون یار را ببینی در غار می‌کشانی

بر تازیان چابک بندی تو زین زرین — پالانیان بد را در بار می‌کشانی

سوداییان ما را هر لحظه می‌نوازی — بازاریان ما را بس زار می‌کشانی

عشاق خارکش را گلزار می‌نمایی — خودکام گل طرب را در خار می‌کشانی

آن کو در آتش آید راهش دهی به آبی — و آن کو دود به آبی در نار می‌کشانی

موسی خاک رو را ره می‌دهی به عزت — فرعون بوش جو را در عار می‌کشانی

این نعل بازگونه بی‌چون و بی‌چگونه — موسی عصاطلب را در مار می‌کشانی

← Önceki 2959 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı