← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۹۶۰
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
رقصان شو ای قراضه کز اصل اصل کانی — جویای هر چه هستی میدانک عین آنی
خورشید رو نماید وز ذره رقص خواهد — آن به که رقص آری دامن همیکشانی
روزی کنار گیری ای ذره آفتابی — سر بر برش نهاده این نکته را بدانی
پیش آردت شرابی کای ذره درکش این را — خوردی و محو گشتی در آفتاب جانی
شد ذره آفتابی از خوردن شرابی — در دولت تجلی از طعن لن ترانی
ما میوههای خامیم در تاب آفتابت — رقصی کنیم رقصی زیرا تو میپزانی
احسنت ای پزیدن شاباش ای مزیدن — از آفتاب جانی کو را نبود ثانی
مخدوم شمس دینم شاهنشهی ز تبریز — تسلیم توست جانها ای جان و دل تو دانی