☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۹۶۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

رقصان شو ای قراضه کز اصل اصل کانی — جویای هر چه هستی می‌دانک عین آنی

خورشید رو نماید وز ذره رقص خواهد — آن به که رقص آری دامن همی‌کشانی

روزی کنار گیری ای ذره آفتابی — سر بر برش نهاده این نکته را بدانی

پیش آردت شرابی کای ذره درکش این را — خوردی و محو گشتی در آفتاب جانی

شد ذره آفتابی از خوردن شرابی — در دولت تجلی از طعن لن ترانی

ما میوه‌های خامیم در تاب آفتابت — رقصی کنیم رقصی زیرا تو می‌پزانی

احسنت ای پزیدن شاباش ای مزیدن — از آفتاب جانی کو را نبود ثانی

مخدوم شمس دینم شاهنشهی ز تبریز — تسلیم توست جان‌ها ای جان و دل تو دانی

← Önceki 2961 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı