☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۹۶۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای برده اختیارم تو اختیار مایی — من شاخ زعفرانم تو لاله زار مایی

گفتم غمت مرا کشت گفتا چه زهره دارد — غم این قدر نداند کآخر تو یار مایی؟

من باغ و بوستانم سوزیده خزانم — باغ مرا بخندان کآخر بهار مایی

گفتا تو چنگ مایی و اندر ترنگ مایی — پس چیست زاری تو چون در کنار مایی

گفتم ز هر خیالی درد سر است ما را — گفتا ببر سرش را تو ذوالفقار مایی

سر را گرفته بودم یعنی که در خمارم — گفت ار چه در خماری نی در خمار مایی

گفتم چو چرخ گردان والله که بی‌قرارم — گفت ار چه بی‌قراری نی بی‌قرار مایی

شکرلبش بگفتم لب را گزید یعنی — آن راز را نهان کن چون رازدار مایی

ای بلبل سحرگه ما را بپرس گه گه — آخر تو هم غریبی هم از دیار مایی

تو مرغ آسمانی نی مرغ خاکدانی — تو صید آن جهانی وز مرغزار مایی

از خویش نیست گشته وز دوست هست گشته — تو نور کردگاری یا کردگار مایی

از آب و گل بزادی در آتشی فتادی — سود و زیان یکی دان چون در قمار مایی

این جا دوی نگنجد این ما و تو چه باشد — این هر دو را یکی دان چون در شمار مایی

خاموش کن که دارد هر نکته تو جانی — مسپار جان به هر کس چون جان سپار مایی

← Önceki 2966 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı