☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۹۸۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آن لحظه کآفتاب و چراغ جهان شوی — اندر جهان مرده درآیی و جان شوی

اندر دو چشم کور درآیی نظر دهی — و اندر دهان گنگ درآیی زبان شوی

در دیو زشت درروی و یوسفش کنی — و اندر نهاد گرگ درآیی شبان شوی

هر روز سر برآری از چارطاق نو — چون رو بدان کنند از آن جا نهان شوی

گاهی چو بوی گل مدد مغزها شوی — گاهی انیس دیده شوی گلستان شوی

فرزین کژروی و رخ راست رو شها — در لعب کس نداند تا خود چه سان شوی

رو رو ورق بگردان ای عشق بی‌نشان — بر یک ورق قرار نمایی نشان شوی

در عدل دوست محو شو ای دل به وقت غم — هم محو لطف او شو چون شادمان شوی

آبی که محو کل شد او نیز کل شود — هم تو صفات پاک شوی گر چنان شوی

آن بانگ چنگ را چو هوا هر طرف بری — و آن سوز قهر را تو گوا چون دخان شوی

ای عشق این همه بشوی و تو پاک از این — بی صورتی چو خشم اگر چه سنان شوی

این دم خموش کرده‌ای و من خمش کنم — آنگه بیان کنم که تو نطق و بیان شوی

← Önceki 2981 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı