☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۹۸۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مه طلعتی و شهره قبایی بدیده‌ای — خوبی و آتشی و بلایی بدیده‌ای

چشمی که مستتر کند از صد هزار می — چشمی لطیفتر ز صبایی بدیده‌ای

دولت شفاست مر همه را وز هوای او — دولت پیش دوان که شفایی بدیده‌ای

سایه هماست فتنه شاهان و این هما — جویای شاه تا که همایی بدیده‌ای

ای چرخ راست گو که در این گردش آن چنان — خورشیدرو و ماه لقایی بدیده‌ای

ای دل فنا شدی تو در این عشق یا مگر — در عین این فنا تو بقایی بدیده‌ای

هر گریه خنده جوید و امروز خنده‌ها — با چشم لابه گر که بکایی بدیده‌ای

جان را وباست هجر تو سوزان آن لطف — مهلکتر از فراق وبایی بدیده‌ای

تو خاک آن جفا شده‌ای وین گزاف نیست — در زیر این جفا تو وفایی بدیده‌ای

شاهی شنیده‌ای چو خداوند شمس دین — تبریز مثل شاه تو جایی بدیده‌ای

← Önceki 2986 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı