☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۹۹۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

شاها بکش قطار که شهوار می‌کشی — دامان ما گرفته به گلزار می‌کشی

قطار اشتران همه مستند و کف زنان — بویی ببرده‌اند که قطار می‌کشی

هر اشتری میانه زنجیر می‌گزد — چون شهد و چون شکر که سوی یار می‌کشی

آن چشم‌های مست به چشمت که ساقی است — گویند خوش بکش که به دیدار می‌کشی

ما کشت تو بدیم درودی به داس عشق — کردی ز که جدا و به انبار می‌کشی

سکسک بدیم و توسن و در راه صدق لنگ — رهوار از آن شدیم که رهوار می‌کشی

هر چند سال‌ها ز چمن گل بچیده‌ایم — ناگه ز چشم بد به ره خار می‌کشی

ما کی غلط کنیم به هر سو کشی بکش — هر سو کشی به عشرت بسیار می‌کشی

شاهان کشند بنده بد را به انتقام — تو جانب کرامت و ایثار می‌کشی

زین لطف مجرمان را گستاخ کرده‌ای — دزدان دار را خوش و بی‌دار می‌کشی

هر تخمه و ملول همی‌گویدم خموش — تو کرده‌ای ستیزه به گفتار می‌کشی

سختی کشان ز گردش این چرخ در غم اند — بر رغم جمله چرخه دوار می‌کشی

ای شاه شمس مفخر تبریز نور حق — تو نور نور ندره به اقطار می‌کشی

← Önceki 2994 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı