☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۹۹۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای نای خوش نوای که دلدار و دلخوشی — دم می‌دهی تو گرم و دم سرد می‌کشی

خالی است اندرون تو از بند لاجرم — خالی کننده دل و جان مشوشی

نقشی کنی به صورت معشوق هر کسی — هر چند امیی تو به معنی منقشی

ای صورت حقایق کل در چه پرده‌ای — سر برزن از میانه بی چون شکروشی

نه چشم گشته‌ای تو و ده گوش گشته جان — دردم به شش جهت که تو دمساز هر ششی

ای نای سربریده بگو سر بی‌زبان — خوش می‌چشان ز حلق از آن دم که می‌چشی

آتش فتاد در نی و عالم گرفت دود — زیرا ندای عشق ز نی هست آتشی

بنواز سر لیلی و مجنون ز عشق خویش — دل را چه لذتی تو و جان را چه مفرشی

بویی است در دم تو ز تبریز لاجرم — بس دل که می‌ربایی از حسن و از کشی

← Önceki 2995 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı