☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۹۹۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای آسمان که بر سر ما چرخ می‌زنی — در عشق آفتاب تو همخرقه منی

والله که عاشقی و بگویم نشان عشق — بیرون و اندرون همه سرسبز و روشنی

از بحر تر نگردی و ز خاک فارغی — از آتشش نسوزی و ز باد ایمنی

ای چرخ آسیا ز چه آب است گردشت — آخر یکی بگو که چه دولاب آهنی

از گردشی کنار زمین چون ارم کنی — وز گردشی دگر چه درختان که برکنی

شمعی است آفتاب و تو پروانه‌ای به فعل — پروانه وار گرد چنین شمع می‌تنی

پوشیده‌ای چو حاج تو احرام نیلگون — چون حاج گرد کعبه طوافی همی‌کنی

حق گفت ایمن است هر آن کو به حج رسید — ای چرخ حق گزار ز آفات ایمنی

جمله بهانه‌هاست که عشق است هر چه هست — خانه خداست عشق و تو در خانه ساکنی

زین بیش می‌نگویم و امکان گفت نیست — والله چه نکته‌هاست در این سینه گفتنی

← Önceki 2998 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı