☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۹۹۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

سوگند خورده‌ای که از این پس جفا کنی — سوگند بشکنی و جفا را رها کنی

امروز دامن تو گرفتیم و می‌کشیم — تا کی بهانه گیری و تا کی دغا کنی

می‌خندد آن لبت صنما مژده می‌دهد — کاندیشه کرده‌ای که از این پس وفا کنی

بی تو نماز ما چو روا نیست سود چیست — آنگه روا شود که تو حاجت روا کنی

بی بحر تو چو ماهی بر خاک می‌طپیم — ماهی همین کند چو ز آبش جدا کنی

ظالم جفا کند ز تو ترساندش اسیر — حق با تو آن کند که تو در حق ما کنی

چون تو کنی جفا ز کی ترساندت کسی — جز آنک سر نهد به هر آنچ اقتضا کنی

خاموش کم فروش تو در یتیم را — آن کش بها نباشد چونش بها کنی

← Önceki 2999 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı