☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۰۰۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای نای بس خوش است کز اسرار آگهی — کار او کند که دارد از کار آگهی

ای نای همچو بلبل نالان آن گلی — گردن مخار کز گل بی‌خار آگهی

گفتم به نای همدم یاری مدزد راز — گفتا هلاک توست به یک بار آگهی

گفتم خلاص من به هلاک من اندر است — آتش بنه بسوز بمگذار آگهی

گفتا چگونه رهزن این قافله شوم — دانم که هست قافله سالار آگهی

گفتم چو یار گم شدگان را نمی‌نواخت — از آگهی همی‌شد بیزار آگهی

نه چشم گشته‌ای تو که بی‌آگهی ز خویش — ما را حجاب دیده و دیدار آگهی

زان همدم لبی که تو را سر بریده‌اند — ای ننگ سر در این ره و ای عار آگهی

از خود تهی شدی و ز اسرار پر شدی — زیرا ز خودپرست و ز انکار آگهی

چون می‌چشی ز لعل لب یار ناله چیست — بگذار تا کند گله‌ای زار آگهی

نی نی ز بهر خود تو نمی‌نالی ای کریم — بگری بر آنک دارد ز اغیار آگهی

گردون اگر بنالد گاو است زیر بار — زین نعل بازگونه غلط کار آگهی

← Önceki 3002 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı