← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۰۰۲
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
شوری فتاد در فلک ای مه چه شَستهای — پرنور کن تو خیمه و خرگه چه شَستهای
آگاه نیستند مگر این فسردگان — از آتش تو ای بت آگه چه شَستهای
آتش خوران ره به سر کوی منتظر — با مردمان زیرک ابله چه شَستهای
دل شیر بیشهست ولیکن سرش توی — دل لشکر حقست و توی شه چه شَستهای
ای جان تیزگوش تو بشنو هم از درون — هم ره به توست بر سر هر ره چه شَستهای
هین کز فراخنای دلت تا به عرش رفت — هیهای وصل و خنده و قهقه چه شَستهای
دی بامداد دامن جانم گرفت دل — کان جان و دل رسید تو آوه چه شَستهای
دولاب دولتست ز تبریز شمس دین — درزن تو دستها و در این ره چه شَستهای