☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۰۱۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

روی من از روی تو دارد صد روشنی — جان من از جان تو یابد صد ایمنی

آهن هستی من صیقل عشقش چو یافت — آینه کون شد رفت از او آهنی

مرغ دلم می‌طپید هیچ سکونی نداشت — مسکن اصلیش دید یافت در او ساکنی

ندْهد بی‌چشم تو چشم من آینگی — ندْهد بی‌روز تو روزن من روزنی

چشم منش چون بدید گفت که نور منی — جان منش چون بدید گفت که جان منی

صبر از آن صبر کرد شکر شکر تو دید — فقر از آن فخر شد کز تو شود او غنی

گاه منم بر درت حلقهٔ در می‌زنم — گاه توی در برم حلقهٔ دل می‌زنی

باد صبا سوی عشق این دو رسالت ببر — تا شوم از سعی تو پاک ز تردامنی

هست مرا همچو نی وام کمر بستنی — هست تو را همچو نی وام شکر دادنی

ای دل در ما گریز از من و ما محو شو — زانک بریدی ز ما گر نبری از منی

دانه شیرین به سنگ گفت چو من بشکنم — مغز نمایم ولیک وای چو تو بشکنی

← Önceki 3011 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı