☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۰۱۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

جان و جهان می‌روی جان و جهان می‌بری — کان شکر می‌کشی با شکران می‌خوری

ای رخ تو چون قمر تک مرو آهسته تر — تا نخلد شاخ گل سینه نیلوفری

چهره چون آفتاب می‌بری از ما شتاب — بوی کن آخر کباب زین جگر آذری

یک نظری گر وفاست هم صدقات شماست — گر برسانی رواست شکر چنین توانگری

تا جگر خون ما تا دل مجنون ما — تا غم افزون ما کسب کند بهتری

شکر که ما سوختیم سوختن آموختیم — وز جگر افروختیم شیوه سامندری

فاسد سودای تو مست تماشای تو — بوسد بر پای تو از طرب بی‌سری

عشق من ای خوبرو رونق خوبان به تو — گاه شوی بت شکن گاه کنی آزری

مستی از آن دید و داد شادی از آن بخت شاد — چشم بدت دور باد تا که کنی لمتری

جانب دل رو به جان تا که ببینی عیان — حلقه جوق ملک صورت نقش پری

از ملک و از پری چون قدری بگذری — محو شود در صفات صورت و صورتگری

← Önceki 3016 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı