← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۰۲۸
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
ای صنم گلزاری چند مرا آزاری — من چو کمین فلاحم تو دهیم سالاری
چند مرا بفریبی هر چه کنی میزیبی — چند به دل آموزی مغلطه و طراری
آن که از آن طراری باز بر او برشکنی — افتد و سودش نکند در دغلی هشیاری
ساده دلی ساز مرا سوی عدم تاز مرا — تا رهم از لطف فنا زین قرح و زین زاری
هر کی بگرید به یقین دیده بود گنج دفین — هر کی بخندد بود او در حجب ستاری
من که ز دور آمدهام با شر و شور آمدهام — بازبنگشادهام این دان خبر سرباری
بار که بگشاده شود از پی سرمایه بود — مایه نداری تو ولی خایه خود میخاری
بس کن و بسیار مگو روی بدو آر بدو — مشتری گفت تو او سیر نه از بسیاری