☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۰۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

هیچ می‌دانی چه می‌گوید رباب؟ — ز اشک چشم و از جگرهای کباب

پوستی‌ام دور مانده من ز گوشت — چون ننالم در فراق و در عذاب

چوب هم گوید بُدم من شاخ سبز — زینِ من بشکست و بدرید آن رکاب

ما غریبان فراقیم ای شهان — بشنوید از ما «الی الله المآب»

هم ز حق رُستیم اول در جهان — هم بدو وا می‌رویم از انقلاب

بانگ ما همچون جرس در کاروان — یا چو رعدی وقت سیران سحاب

ای مسافر دل منه بر منزلی — که شوی خسته به گاه اجتذاب

زانک از بسیار منزل رفته‌ای — تو ز نطفه تا به هنگام شباب

سهل گیرش تا به سهلی وارهی — هم دهی آسان و هم یابی ثواب

سخت او را گیر کو سختت گرفت — اول او و آخر او او را بیاب

خوش کمانچه می‌کشد، کان تیر او — در دل عشاق دارد اضطراب

ترک و رومی و عرب گر عاشق است — همزبان اوست این بانگ صواب

باد می‌نالد همی‌خواند تو را — که بیا اندر پیم تا جوی آب

آب بودم باد گشتم آمدم — تا رهانم تشنگان را زین سراب

نطق آن بادست کآبی بوده است — آب گردد چون بیندازد نقاب

از برون شش جهت این بانگ خاست — کز جهت بگریز و رو از ما متاب

عاشقا کمتر ز پروانه نه‌ای — کی کند پروانه ز آتش اجتناب

شاه در شهرست بهر جغدْ من — کی گذارم شهر و کی گیرم خراب؟

گر خری دیوانه شد نک کیر گاو — بر سرش چندان بزن کاید لباب

گر دلش جویم خسیش افزون شود — کافران را گفت حق «ضَرْبَ الرَّقابْ»

← Önceki 304 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı