☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۰۶۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ز بامداد دلم می‌پرد به سودایی — چو وام دار مرا می‌کند تقاضایی

عجب به خواب چه دیده‌ست دوش این دل من — که هست در سرم امروز شور و صفرایی

ولی دلم چه کند چون موکلان قضا — همی‌رسند پیاپی به دل ز بالایی

پرست خانه دل از موکل عجمی — که نیست یک سر سوزن بهانه را جایی

بهانه نیست وگر هست کو زبان و دلی — گریز نیست وگر هست کو مرا پایی

جهان که آمد و ما همچو سیل از سر کوه — روان و رقص کنانیم تا به دریایی

اگر چه سیل بنالد ز راه ناهموار — قدم قدم بودش در سفر تماشایی

چگونه زار ننالم من از کسی که گرفت — به هر دو دست و دهان او مرا چو سرنایی

هوس نشسته که فردا چنین کنیم و چنان — خبر ندارد کو را نماند فردایی

غلام عشقم کو نقد وقت می‌جوید — نه وعده دارد و نه نسیه‌ای و نی رایی

← Önceki 3065 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı