☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۰۶۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

شدم به سوی چه آب همچو سقایی — برآمد از تک چه یوسفی معلایی

سبک به دامن پیراهنش زدم من دست — ز بوی پیرهنش دیده گشت بینایی

به چاه در نظری کردم از تعجب من — چه از ملاحت او گشته بود صحرایی

کلیم روح به هر جا رسید میقاتش — اگر چه کور بود گشت طور سینایی

زنخ ز دست رقیبی که گفت از چه دور — از این سپس منم و چاه و چون تو زیبایی

کسی که زنده شود صد هزار مرده از او — عجب نباشد اگر پیر گشت برنایی

هزار گنج گدای چنین عجب کانی — هزار سیم نثار لطیف سیمایی

جهان چو آینه پرنقش توست اما کو — به روی خوب تو بی‌آینه تماشایی

سخن تو گو که مرا از حلاوت لب تو — نه عقل ماند و نه اندیشه‌ای و نی رایی

← Önceki 3066 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı