☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۰۶۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

نگاهبان دو دیده‌ست چشم دلداری — نگاه دار نظر از رخ دگر یاری

وگر به سینه درآید به غیر آن دلبر — بگو برو که همی‌ترسم از جگرخواری

هلا مباد که چشمش به چشم تو نگرد — درون چشم تو بیند خیال اغیاری

به من نگر که مرا یار امتحان‌ها کرد — به حیله برد مرا کشکشان به گلزاری

گلی نمود که گل‌ها ز رشک او می‌ریخت — بتی که جمله بتان پیش او گرفتاری

چنین چنین به تعجب سری بجنبانید — که نادرست و غریبست درنگر باری

چنانک گفت طراریم دزد در پی توست — چو من سپس نگریدم ربود دستاری

ز آب دیده داوود سبزه‌ها بررست — به عذر آنک به نقشی بکرد نظاری

براند مر پدرت را کشان کشان ز بهشت — نظر به سنبله تر یکی ستمکاری

حذر ز سنبل ابرو که چشم شه بر توست — هلا که می‌نگرد سوی تو خریداری

چو مشتری دو چشم تو حی قیومست — به چنگ زاغ مده چشم را چو مرداری

دهی تو کاله فانی بری عوض باقی — لطیف مشتریی سودمند بازاری

خمش خمش که اگر چه تو چشم را بستی — ریای خلق کشیدت به نظم و اشعاری

ولیک مفخر تبریز شمس دین با توست — چه غم خوری ز بد و نیک با چنین یاری

← Önceki 3070 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı