☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۰۷۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

به من نگر که به جز من به هر کی درنگری — یقین شود که ز عشق خدای بی‌خبری

بدان رخی بنگر کو نمک ز حق دارد — بود که ناگه از آن رخ تو دولتی ببری

تو را چو عقل پدر بوده‌ست و تن مادر — جمال روی پدر درنگر اگر پسری

بدانک پیر سراسر صفات حق باشد — وگرچه پیر نماید به صورت بشری

به پیش تو چو کفست و به وصف خود دریا — به چشم خلق مقیمست و هر دم او سفری

هنوز مشکل مانده‌ست حال پیر تو را — هزار آیت کبری در او چه بی‌هنری

رسید صورت روحانیی به مریم دل — ز بارگاه منزه ز خشکی و ز تری

از آن نفس که در او سر روح پنهان شد — بکرد حامله دل را رسول رهگذری

ایا دلی که تو حامل شدی از آن خسرو — به وقت جنبش آن حمل تا در او نگری

چو حمل صورت گیرد ز شمس تبریزی — چو دل شوی تو و چون دل به سوی غیب پری

← Önceki 3073 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı