☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۰۷۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مسلم آمد یار مرا دل افروزی — چه عشق داد مرا فضل حق زهی روزی

اگر سرم برود گو برو مرا سر اوست — رهیدم از کله و از سر و کله دوزی

دهان به گوش من آورد و گفت در گوشم — یکی حدیث بیاموزمت بیاموزی

چو آهوی ختنی خون تو شود همه مشک — اگر دمی بچری تو ز ما به خوش پوزی

چو جان جان شده‌ای ننگ جان و تن چه کشی — چو کان زر شده‌ای حبه‌ای چه اندوزی

به سوی مجلس خوبان بکش حریفان را — به خضر و چشمه حیوان بکن قلاوزی

شراب لعل رسیده‌ست نیست انگوری — شکر نثار شد و نیست این شکر خوزی

هوا و حرص یکی آتشیست تو بازی — بپر گزاف پر و بال را چه می‌سوزی

خمش که خلق ندانند بانگ را ز صدا — توی که دانی پیروزه را ز پیروزی

← Önceki 3075 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı