☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۰۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

خوابم ببسته‌ای بگشا ای قمر نقاب — تا سجده‌های شکر کند پیشت آفتاب

دامان تو گرفتم و دستم بتافتی — هین دست درکشیدم روی از وفا متاب

گفتی مکن شتاب که آن هست فعل دیو — دیو او بود که می‌نکند سوی تو شتاب

یا رب کنم ببینم بر درگه نیاز — چندین هزار یا رب مشتاق آن جواب

از خاک بیشتر دل و جان‌های آتشین — مستسقیانه کوزه گرفته که آب آب

بر خاک رحم کن که از این چار عنصر او — بی دست و پاتر آمد در سیر و انقلاب

وقتی که او سبک شود آن باد پای اوست — لنگانه برجهد دو سه گامی پی سحاب

تا خنده گیرد از تک آن لنگ برق را — و اندر شفاعت آید آن رعد خوش خطاب

با ساقیان ابر بگوید که برجهید — کز تشنگان خاک بجوشید اضطراب

گیرم که من نگویم آخر نمی‌رسد — اندر مشام رحمت بوی دل کباب

پس ساقیان ابر همان دم روان شوند — با جره و قنینه و با مشک پرشراب

خاموش و در خراب همی‌جوی گنج عشق — کاین گنج در بهار برویید از خراب

← Önceki 308 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı