☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۰۷۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بیامدیم دگربار سوی مولایی — که تا به زانوی او نیست هیچ دریایی

هزار عقل ببندی به هم بدو نرسد — کجا رسد به مه چرخ دست یا پایی

فلک به طمع گلو را دراز کرد بدو — نیافت بوسه ولیکن چشید حلوایی

هزار حلق و گلو شد دراز سوی لبش — که ریز بر سر ما نیز من و سلوایی

بیامدیم دگربار سوی معشوقی — که می‌رسید به گوش از هواش هیهایی

بیامدیم دگربار سوی آن حرمی — که فرق سجده کنش هست آسمان سایی

بیامدیم دگربار سوی آن چمنی — که هست بلبل او را غلام عنقایی

بیامدیم بدو کو جدا نبود از ما — که مشک پر نشود بی‌وجود سقایی

همیشه مشک بچفسیده بر تن سقا — که نیست بی‌تو مرا دست و دانش و رایی

بیامدیم دگربار سوی آن بزمی — که شد ز نقل خوشش کام نیشکرخایی

بیامدیم دگربار سوی آن چرخی — که جان چو رعد زند در خمش علالایی

بیامدیم دگربار سوی آن عشقی — که دیو گشت ز آسیب او پری زایی

خموش زیر زبان ختم کن تو باقی را — که هست بر تو موکل غیور لالایی

حدیث مفخر تبریز شمس دین کم گو — که نیست درخور آن گفت عقل گویایی

← Önceki 3080 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı