☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۰۹۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ز بامداد دلم می‌جهد به سودایی — ز بامداد پگه می‌زند یکی رایی

چگونه آه نگویم که آتشی بفروخت — که از پگه دل من گشت آتش افزایی

فسون ناله بخوانم بر اژدهای غمش — که آتشست دم او و ناله سقایی

عجب که دوش کجا بوده است این دل من — که بر رخ دل من هست تازه صفرایی

به سوی جسم چو خاکسترم میا گستاخ — که زیر اوست یکی آتشی و دریایی

به خوی آتش او من همی‌روم ای یار — به حیله‌ها و به تزویرها و هیهایی

ز دردمیدن عشقش دلم شکست آورد — که عشق را دم تندست و دل چو سرنایی

به جست و جوی وصالش دل مراست به عشق — چه آتشین طلبی و چه آهنین پایی

حدیث آتش گویم ز شمس تبریزی — که تا ز تابش نورش رسد به هر جایی

← Önceki 3097 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı