☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۱۱۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

جان جان مایی، خوش‌تر از حلوایی — چرخ را پر کردی زینت و زیبایی

دایهٔ هستی‌ها، چشمهٔ مستی‌ها — سرده مستانی، و آفت سرهایی

باغ و گنج خاکی، مشعلهٔ افلاکی — از طوافت کیوان یافته بالایی

وعده کردی کآیم، وعده را می‌پایم — ای قمر سیمایم، تو کرا می‌پایی؟

وقت بخشش جانا، کانی و دریایی — وقت گفتن مانا، که شکر می‌خایی

بی‌توم پروا نی، جای تو پیدا نی — در پی تو دل‌ها، خیره و هر جایی

هوش را برباید، عمر را افزاید — چشم را بگشاید، هرچه تو فرمایی

اندران مجلس‌ها، که تو باشی شاها — جان نگنجد، تا تو ندهیش گنجایی

تلخ‌تر جام ای جان، صعب‌تر دام ای جان — آن بود که مانم، تا تو ندهیش گنجایی

تلخ‌تر جام ای جان، صعب‌تر دام ای جان — آن بود که مانم، بی‌تو در تنهایی

خوش‌ترین مقصودی، با نوا ترسودی — آن بود که گویی:« چونی ای سودایی؟»

پختگان را خمری، بهر خامان شیری — بهر شیره و شیرت، بین تو خون پالایی

عشق تو خوش خیزی، در جگر آمیزی — دست تو خون‌ریزی، دست را نالایی

گر شود هر دستی دستگیر مستی — نیست چاره پیدا، تا تو ناپیدایی

روح‌ها دریا دان، جسم‌ها کف‌ها دان — تو بیا، ای آنک گوهر دریایی

سیدی مولایی، مسکنی مشوایی — مبدع الاشیاء مسکرالاجزاء

فالق‌الصباح، خالق‌الرواح — یا کریم الراح، ساعة السقاء

من نهادم دستم، بر دهان مستم — تا تو گویی که تو دادهٔ گویایی

← Önceki 3111 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı