☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۱۲۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چو عشقش برآرد سر از بی‌قراری — تو را کی گذارد که سر را بخاری

کجا کار ماند تو را در دو عالم — چو از عشق خوردی یکی جام کاری

من از زخم عشقش چو چنگی شدستم — تهی نیست در من به جز بانگ و زاری

ز چنگی تو ای چنگ تا چند نالی — نه کت می‌نوازد نه اندر کناری

تو خواهی که پوشی بدین ناله خود را — تو حیلت رها کن تو داری تو داری

گر آن گل نچیدی چه بویست این بو — گر آن می نخوردی چرا در خماری

گلستان جان‌ها به روی تو خندد — که مر باغ جان را دو صد نوبهاری

خیالت چو جامست و عشق تو چون می — زهی می‌، زهی می‌، زهی خوشگواری

تو ای شمس تبریز در شرح نایی — بجز آن که یا رب چه یاری چه یاری

← Önceki 3125 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı