☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۱۳۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

تو جان مایی، ماه سمایی — فارغ ز جمله اندیشهایی

جویی ز فکرت، داروی علت — فکرست اصل علت فزایی

فکرت برون کن، حیرت فزون کن — نی مرد فکری مرد صفایی

فکرت درین ره شد ژاژ خایی — مجنون شو ای جان، عاقل چرایی؟!

بد نام مجنون رست از کشاکش — باهوش کرمی، مست اژدهایی

کرم بریشم، اندیشه دارد — زیرا که جوید صنعت نمایی

صنعت نماید، چیزی بزاید — از خود برآید زان خیره‌رایی

صنعت رها کن، صانع بس استت — شاهد همو بس، کم ده گوایی

او نیستها را دادست هستی — او قلبها را بخشد روایی

داد او فلک را دوران دایم — نامد زیانش بی‌دست و پایی

خامش! برآن باش که پر نگویی — هرچند با خود بر می‌نیایی

← Önceki 3135 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı