☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۱۴۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مستی و عاشقانه می‌گویی — تو غریبی و یا از این کویی

پیش آن چشم‌های جادوی تو — چون نباشد حرام جادویی

پیش رویت چو قرص مه خجلست — به چه رو کرد زهره بی‌رویی

عاشقان را چه سود دارد پند — سیل شان برد رو چه می‌جویی

تو چه دانی ز خوبی بت ما — ما از آن سو و تو از این سویی

ما ز دستان او ز دست شدیم — دست از ما چرا نمی‌شویی

رو به میدان عشق سجده کنان — پیش چوگان عشق چون گویی

پیش آن چشم‌های ترکانه — بنده‌ای و کمینه هندویی

به ستیزه در این حرم ای صبر — گاه لاله و گاه لولویی

آفتابا نه حد تو پیداست — که نه در خانه ترازویی

هله ای ماه خویش را بشناس — نی به وقت محاق چون مویی

هله ای زهره زیر چادر رو — رو نداری وقیحه بانویی

تو بیا ای کمال صورت عشق — نور ذات حقی و یا اویی

اندر این ره نماند پای مرا — زانوم را نماند زانویی

همچو کشتی روم به پهلو من — ای دل من هزارپهلویی

مست و بی‌خویش می‌روی چپ و راست — سوی بی‌چپ و راست می‌پویی

نی چپست و نه راست در جانست — بو ز جان یابی ار بینبویی

ز آن شکر روی اگر بگردانی — گر نباتی بدان که بدخویی

ور تو دیوی و رو بدو آری — الله الله چه ماهِ دَه تویی

دلم از جا رود چو گویم او — همه اوها غلام این اویی

هین ز خوهای او یکی بشنو — گاه شیری کند گه آهویی

هین خمش که ار دیده کف نکند — نکند سیب و نار آلویی

← Önceki 3144 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı