☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۱۴۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آوخ آوخ چو من وفاداری — در تمنای چون تو خون‌خواری

آوخ آوخ طبیب خون‌ریزی — بر سر زار زار بیماری

آن جفاها که کرده‌ای با من — نکند هیچ یار با یاری

گفتمش «قصد خون من داری — بی خطا و گناه» گفت «آری»

عشق جز بی‌گناه می‌نکشد — نکشد عشق او گنه‌کاری

هر زمان گلشنی همی‌سوزم — تو چه باشی به پیش من؟ خاری

بشکستم هزار چنگ طرب — تو چه باشی به چنگ من؟ تاری

شهرها از سپاه من ویران — تو چه باشی؟ شکسته دیواری

گفتمش از کمینه بازی تو — جان نبرده‌ست هیچ عیّاری

ای ز هر تار موی طره تو — سرنگون‌سار بسته طرّاری

گر ببازم وگر نه زین شه‌رخ — ماتم و مات مات من باری

آن که نخرید و آن که او بخرید — شد پشیمان غریب بازاری

و آن که بخرید گوید آن همه را — کاش من بودمی خریداری

و آن که نخرید دست می‌خاید — ناامید و فتاده و خواری

فرع بگرفته اصل افکنده — جان بداده گرفته مرداری

پا بریده به عشق نعلینی — سر بداده به عشق دستاری

با چنین مشتری کند صرفه — از چنین باده مانده هشیاری

خر علف‌زار تن گزید و بماند — خر مردار در علف زاری

← Önceki 3146 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı