← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۱۵۱
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
چند اندر میان غوغایی — خوی کن پاره پاره تنهایی
خلوتی را لطیف سوداییست — رو بپرسش که در چه سودایی
خلوت آن است در پناه کسی — خوش بخسپی و خوش بیاسایی
زیر سایه درخت بخت آور — زود منزل کنی فرود آیی
ور تو خواهی که بخت بگشاید — زیر هر سایه رخت نگشایی
سوی انبان ما و من نروی — گرچه او گویدت که از مایی
رو به خود آر هر کجا باشی — روسیاهست مرد هرجایی
خود تو چیست بیخودی زان کس — که از او در چنین تماشایی
چون رسیدی به شه صلاح الدین — گر فسادی سوی صلاح آیی