☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۱۵۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

در غم یار یار بایستی — یا غمم را کنار بایستی

به یکی غم چو جان نخواهم داد — یک چه باشد هزار بایستی

دشمن شادکام بسیارند — دوستی غمگسار بایستی

در فراقند زین سفر یاران — این سفر را قرار بایستی

تا بدانستیی ز دشمن و دوست — زندگانی دوبار بایستی

شیر بیشه میان زنجیرست — شیر در مرغزار بایستی

ماهیان می‌تپند اندر ریگ — چشمه یا جویبار بایستی

بلبل مست سخت مخمورست — گلشن و سبزه زار بایستی

دیده را عبره نیست زین پرده — دیده اعتبار بایستی

همه گل خواره‌اند این طفلان — مشفقی دایه وار بایستی

ره بر آب حیات می‌نبرند — خضری آبخوار بایستی

دل پشیمان شده‌ست زانچ گذشت — دل امسال پار بایستی

اندر این شهر قحط خورشیدست — سایه شهریار بایستی

شهر سرگین پرست پر گشته‌ست — مشک نافه تتار بایستی

مشک از پشک کس نمی‌داند — مشک را انتشار بایستی

دولت کودکانه می‌جویند — دولتی بی‌عثار بایستی

چون بمیری بمیرد این هنرت — زین هنرهات عار بایستی

طالب کار و بار بسیارند — طالب کردگار بایستی

مرگ تا در پی‌است روز شبست — شب ما را نهار بایستی

دم معدود اندکی ماندست — نفسی بی‌شمار بایستی

نفس ایزدی ز سوی یمن — بر خلایق نثار بایستی

ملک‌ها ماند و مالکان مردند — ملکت پایدار بایستی

عقل بسته شد و هوا مختار — عقل را اختیار بایستی

هوش‌ها چون مگس در آن دوغست — هوش‌ها هوشیار بایستی

زین چنین دوغ زشت گندیده — پوز دل را حذار بایستی

معده پردوغ و گوش پر ز دروغ — همت الفرار بایستی

گوش‌ها بسته است لب بربند — از خرد گوشوار بایستی

← Önceki 3156 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı