← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۱۵۸
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
رو، مسلم تراست بیکاری — چونک اندر عنایت یاری
نقش را کار نیست پیش قلم — آن قلم را چه حاجت از یاری؟
همچو بت باش پیش آن بتگر — که همه نقش و رنگ ازو داری
گر بپرسد، چه صورتت باید؟ — گو: « همان صورتی که بنگاری »
گر مرا تن کنی، تو جان منی — ور مرا دل کنی، تو دلداری
لطف گل، خار را تو میبخشی — چه کند شاخ خار، جز خاری؟
باده ده، باده خواهمان کردی — که حرامست با تو هشیاری