☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۱۶۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

خامشی ناطقی مگر جانی — می‌زنی نعره‌های پنهانی

تو چو باغی و صورتت برگی — باغ چه صد هزار چندانی

بی تو باغ حیات زندانیست — هست مردن خلاص زندانی

چون تو بحری و صورتت ابرست — فیض دل قطره‌های مرجانی

ای یکی گو شده یکی گویان — پیش حکمت که شاه چوگانی

تا یکی گو نشد اگرچه زرست — گرچه نیکوست نیست میدانی

پهلوی اعتراض را بتراش — گر تو چون گوی چست و گردانی

پهلوی اعتراض در ابلیس — گشت مردود رد ربانی

پس به خراط خویش را بسپار — تا یکی گو شوی اگر آنی

مانعست اعتراض ابلیسی — از یکی گویی و یکی دانی

← Önceki 3162 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı