☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۱۶۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

از مه من مست دو صد مشتری — غمزه او سحر دو صد سامری

هر نفسی شعله زند دین از او — سوز نهد در جگر کافری

آتش دل بر شده تا آسمان — وز تف او گشته افق احمری

دوش جمال تو همی‌شد شتاب — در کف او مشعله آذری

گفتم هین قصد کی داری بگو — شیر خدا حمله کجا می‌بری

ای تو سلیمان به سپاه و لوا — خاتم تو افسر دیو و پری

جان و روان سخت روان می‌روی — سوی من کشته دمی ننگری

نعره مستان میت نشنوی — هیچ کسی را به کسی نشمری

تیز همی‌کرد خیالش نظر — محو شدم در تف آن ناظری

نیست شدم نیست از آن شور نیست — رفت ز من مهتری و کهتری

مفخر تبریز شهم شمس دین — شرح دهد حال من ار منکری

← Önceki 3168 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı