☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۱۷۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای که ازین تنگ قفس می‌پری — رخت به بالای فلک می‌بری

زندگی تازه ببین بعد ازین — چند ازین زندگی سرسری؟!

در هوس مشتریت عمر رفت — ماه ببین و بره از مشتری

دلق شپشناک درانداختی — جان برهنه شده خود خوشتری

در عوض دلق تن چار میخ — بافته‌اند از صفتت ششتری

جامهٔ این جسم، غلامانه بود — گیر کنون پیرهن مهتری

مرگ حیاتست و حیاتست مرگ — عکس نماید نظر کافری

جملهٔ جانها که ازین تن شدند — حی و نهانند کنون چون پری

گشت سوار فرس غیب، جان — باز رهید از خر و از خرخری

سوخت درین آخر دنیا دلت — بهر وجوه جو این لاغری

پرده چو برخاست اگر این خرت — گردد زرین، تو درو ننگری

بر سر دریاست چو کشتی روان — روح، که بود از تن خود لنگری

گرچه جدا گشت ز دست و ز پا — فضل حقش داد پر جعفری

خانهٔ تن گر شکند، هین منال — خواجه! یقین دان که به زندان دری

چونک ز زندان و چه آیی برون — یوسف مصری و شه و سروری

چون برهی از چه و از آب شور — ماهیی و معتکف کوثری

باقی این را تو بگو، زانک خلق — از تو کنند ای شه من، باوری

← Önceki 3173 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı