← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۱۷۷
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
آدمیی، آدمیی، آدمی — بسته دمی، زانک نهٔ آن دمی
آدمیی را همه در خود بسوز — آن دمیی باش اگر محرمی
کم زد آن ماه نو و بدر شد — تا نزنی کم، نرهی از کمی
میبرمی از بد و نیک کسان؟! — آن همه در تست، ز خود میرمی
حرص خزانست و قناعت بهار — نیست جهان را ز خزان خرمی
مغز بری در غم؟! نغزی ببر — بر اسد و پیل زن ار رستمی
همچو ملک جانب گردون بپر — همچو فلک خم ده، اگر میخمی