☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › ترجیعات › یازدهم (2/2)

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چه فضل و علم گرد آرم؟ چو رو در عشق او آرم — به بصره چو کشم خرما؟! به کرمان چون برم زیره ؟

هزاران فاضل و دانا، غلام چشم یک بینا — کمینه شیر را بینی به گاو و پیل بر، چیره

زهی خورشید جان‌افزا که یک تابش چو شد پیدا — هزاران جان انسانی برویید از گل تیره

بدین خورشید هر سایه، که اهل اقتدا آمد — چو سایه پست گشت از غم، برای فوت تکبیره

رهست از عقرب اعشی، بسوی عقرب گردون — ولی مکه کسی بیند، که نبود بستهٔ خیره

امیر حاج عشق آمد، رسول کعبهٔ دولت — رهاند مر ترا در ره، ز هر شریر و شریره

چه با برگم از آن خرما، که مریم چشم روشن شد — کزان خرمان شدم پر دل ندارم عشق انجیره

جهان پیر برنا شد، ز عشق این جوانبختان — زهی چرخ و زمین خوش، که آن پیرست و این تیره

مجو لفظ درست از ما، دل اشکسته جو اینجا — چو هر لفظش ادیب آمد، ادیبی تا شود طیره

بگو ترجیع هفتم را که تا کامل شود گفته — فلک هفت و زمین هفتست و اعضا هفت چون هفته

بیا ای موسیی کز کف عصا سازی تو افعی را — به فرعونان خود بنما کرامت‌های موسی را

به یکدم ای بهار جان، کنی سرسبز عالم را — ببخشی میوهٔ معنی درخت خشک دعوی را

بده هر میوه را بویی، روان کن هر طرف جویی — به اشکوفه بکن خندان درخت سرو و طوبی را

همه حوران بستان را، از آن انهار خمر اینجا — چنان سرمست و بی‌خود کن، که نشاسند ماوی را

چه صورت‌های روحانی نگاریدی به پنهانی — که در جنبش درآوردند صورتهای مانی را

شهیدان ریاحین را که دی در خون ایشان شد — برآوردی و جان دادی نمودی حشر و انشی را

بپوشیدند توزیها ازان رزاق روزیها — زبان سبز هر برگی تقاضا کرده اجری را

ز هر شاخی یکی مرغی، بگوید سرنبشت ما — کی خواهد مرد امسال او، کی خواهد خورد دنیا را

مگر گل فهم این دارد، که سرخ و زرد می‌گردد — چو برگ آن شاخ می‌لرزد مگر دریافت معنی را

بسوزید آتش تقوی جهان ما سوی الله را — بزد برقی ز الله و بسوزانید تقوی را

به پیش مفتی اول برید این هفت فتوی را — ز ترجیع چنین شعری که سوزد نور شعری را

← Önceki 3245 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı