☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › ترجیعات › پانزدهم

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای یار گرم دار، و دلارام گرم دار — پیش‌آ، به دست خویش سر بندگان بخار

خاک تویم و تشنهٔ آب و نبات تو — در خاک خویش تخم سخا و وفا بکار

تا بردمد ز سینه و پهنای این زمین — آن سبزهای نادر و گلهای پرنگار

وز هر چهی برآید از عکس روی تو — سرمست یوسفی قمرین روی خوش عذار

این قصه را رها کن تا نوبتی دگر — پیغام نو رسید، پیش‌آ و گوش دار

پیری سوی من، آمد شاخ گلی به دست — گفتم که: « از کجاست » بگفتا: « از آن دیار »

گفتم: « از آن بهار به دنیا نشانه نیست — کاینجا یکی گلست و دوصد گونه زخم خار »

گفتا: « نشانه هست، ولیکن تو خیره ای — کانکس که بنگ خورد، دهد مغز او دوار

ز اندیشه و خیال فرو روب سینه را — سبزک بنه ز دست، و نظر کن به سبزه‌زار

ترجیع کن که آمد یک جام مال مال — جان نعره می‌زند که بیا چاشنی حلال

گر تو شراب باره و نری و اوستاد — چون گل مباش، کو قدحی خورد و اوفتاد

چون دوزخی درآی و بخور هفت بحر را — تا ساقیت بگوید که: « ای شاه، نوش باد»

گر گوهریست مرد، بود بحر ساغرش — دنیا چو لقمه ای شودش، چون دهان گشاد

دنیا چو لقمه‌ایست، ولیکن نه بر مگس — بر آدمست لقمه، بر آنکس کزو بزاد

آدم مگس نزاید، تو هم مگس مباش — جمشید باش و خسرو و سلطان و کیقباد

چون مست نیستم نمکی نیست در سخن — زیرا تکلفست و ادیبی و اجتهاد

اما دهان مست چو زنبور خانه‌ایست — زنبور جوش کرد، بهر سوی بی‌مراد

زنبورهای مست و خراب از دهان شهد — با نوش و نیش خود، شده پران میان باد

یعنی که ما ز خانهٔ شش گوشه رسته‌ایم — زان خسروی که شربت شیرین به نحل داد

ترجیع، بندخواهد ، بر مست بند نیست — چه بند و پند گیرد ؟! چون هوشمند نیست

پیش آر جام لعل، تو ای جان جان ما — ما از کجا حکایت بسیار از کجا!

بگشا  دو دست خویش، کمر کن بگرد من — جام بقا بیاور و برکن ز من قبا

صد جام درکشیدی و بر لب زدی کلوخ — لیکن دو چشم مست تو در می‌دهد صلا

آن می که بوی او بدو فرسنگ می‌رسد — پنهان همی کنیش؟! تو دانی، بکن هلا

از من نهان مدار، تو دانی و دیگران — زیرا که بندهٔ توم، آنگاه با وفا

این خود نشانه‌ایست، نهان کی شود شراب؟ — پیدا شود نشانش بر روی و در قفا

بر اشتری نشینی و سر را فرو کشی — در شهر می‌روی، که مبینید مر مرا

تو آنچنانک دانی و آن اشتر تو مست — عف عف همی کند که ببینید هر دو را

بازار را بهل سوی گلزار ران شتر — کانجاست جای مستان، هم جنس و هم سرا

ای صد هزار رحمت نوبر جمال تو — نیکوست حال ما که نکو باد حال تو

← Önceki 3249 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı