☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › ترجیعات › بیست و هفتم

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای درد دهنده‌ام دوا ده — تاریک مکن جهان، ضیا ده

درد تو دواست و دل ضریرست — آن چشم ضریر را صفا ده

نومید همی شود بهر غم — نومید شونده را رجا ده

هر دیده که بهر تو بگرید — کحلش کش و نور مصطفی ده

شکرش ده، وانگهیش نعمت — صبرش ده، وانگهش بلا ده

گر جان ز جهان وفا ندارد — از رحمت خویششان وفا ده

خوی تو خوش است، هم خوشی بخش — کار تو عطاست، هم عطا ده

آن نی که دم تو خورد روزی — بازش ز دم خوشت نواده

این قفل تو کردهٔ برین دل — بفرست کلید و دلگشا ده

کس طاقت خشم تو ندارد — این خشم ببر عوض رضا ده

غم منکر بس نکیر آمد — زومان بستان به آشنا ده

رحم آر برین فغان و تشنیع — ورنه کنمش قرین ترجیع

چون باخبری ز هر فغانی — زین حالت آتشین، امانی

مهمان من آمدست اندوه — خون ریز و درشت میهمانی

یک لقمه کند هزار جان را — کی داو، دهد به نیم جانی

هر سیلی او چو ذوالفقاری — هر نکتهٔ او یکی سنانی

زو تلخ شده دهان دریا — چون تلخ شد آنچنان دهانی؟!

دریاچه بود؟! که از نهیبش — پوشید کبود، آسمانی

ماییم سرشتهٔ نوازش — پروردهٔ نازنین جهانی

خو کرده به سلسبیل و تسنیم — با ساقی چون شکرستانی

با جمع شکر لبان رقاص — هر لحظه عروسیی و خوانی

این عیش و طرب دریغ باشد — کاشفته شود به امتحانی

حیفست که مجلس لطیفان — ناخوش شود از چنین گرانی

ترجیع سوم رسید یارا — هم بر سر عیش آر ما را

در چاه فتاد دل، برآرش — بیچاره و منتظر مدارش

ور وعده دهیش تا به فردا — امروز بسوزد این شرارش

بخشای برین اسیر هجران — بر جان ضعیف بی‌قرارش

هرچند که ظالمست و مجرم — مظلوم و شکسته دل شمارش

گشتست چو لاله غرقهٔ خون — گشتست چو زعفران عذارش

خواهد که به پیش تو بمیرد — اینست همیشه کسب و کارش

یاری دگری کجا پسندد — آن را که خدا بدست یارش؟

آن را که بخواندهٔ تو روزی — مسپار بدست روزگارش

هرچند به زیر کوه غم ماند — اندیشهٔ تست یار غارش

امسال چو ماه می‌گدازد — می‌آید یاد وصل پارش

راهی بگشا درین بیابان — ماهی بنما درین غبارش

گر شرح کنم تمام پیغام — می‌مانم از شراب و از جام

← Önceki 3261 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı