☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۴۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

صدایی کز کمان آید نذیریست — که اغلب با صدایش زخم تیریست

مؤثر را نگر در آب آثار — کاثر جستن عصای هر ضریریست

پس لا تبصرونت تبصرونی‌ست — بصر جستن ز الهام بصیریست

تو هر چه داری نه جویانش بودی ؟ — طلب‌ها گوش گیری و بشیریست

چنان کن که طلب‌ها بیش گردد — کثیرالزرع را طمع وفیریست

مشو نومید از ظلمی که کردی — که دریای کرم توبه پذیریست

گناهت را کند تسبیح و طاعات — که در توبه پذیری بی‌نظیریست

شکسته باش و خاکی باش این جا — که می‌جوید کرم هر جا فقیریست

کرم دامن پر از زر کرد و آورد — که تا وا می‌خرد هر جا اسیریست

عزیزی بخشد آن کس را که خواری‌ست — بزرگی بخشد آن را که حقیریست

که هستی نیستی جوید همیشه — زکات آن جا نیاید که امیریست

ازیرا مظهر چیزیست ضدش — از این دو ضد را ضد خود ظهیریست

تو بر تخته سیاهی گر نویسی — نهان گردد که هر دو همچو قیریست

بود فرقی ز تری تا ترست خط — چو گردد خشک پنهان چون ضمیریست

خمش کن گرچه شرحش بی‌شمارست — طبیعت‌ها عدو هر کثیریست

← Önceki 348 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı