☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۶۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

دل آمد و دی به گوش جان گفت — ای نام تو این که می‌نتان گفت

درنده آنک گفت پیدا — سوزنده آنک در نهان گفت

چه عذر و بهانه دارد ای جان — آن کس که ز بی‌نشان نشان گفت

گل داند و بلبل معربد — رازی که میان گلستان گفت

آن کس نه که از طریق تحصیل — آموخت ز بانگ بلبلان گفت

صیادی تیر غمزه‌ها را — آن ابروهای چون کمان گفت

صد گونه زبان زمین برآورد — در پاسخ آن چه آسمان گفت

ای عاشق آسمان قرین شو — با او که حدیث نردبان گفت

زان شاهد خانگی نشان کو — هر کس سخنی ز خاندان گفت

کو شعشعه‌های قرص خورشید — هر سایه نشین ز سایه بان گفت

با این همه گوش و هوش مستست — زان چند سخن که این زبان گفت

چون یافت زبان دو سه قراضه — مشغول شد و به ترک کان گفت

وز ننگ قراضه جان عاشق — ترک بازار و این دکان گفت

در گوشم گفت عشق بس کن — خاموش کنم چو او چنان گفت

← Önceki 367 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı