← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۶۸
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
گویم سخن شکرنباتت — یا قصه چشمه حیاتت
رخ بر رخ من نهی بگویم — کز بهر چه شاه کرد ماتت
در خرمنت آتشی درانداخت — کز خرمن خود دهد زکاتت
سرسبز کند چو تره زارت — تا بازخرد ز ترهاتت
در آتش عشق چون خلیلی — خوش باش که میدهد نجاتت
عقلت شب قدر دید و صد عید — کز عشق دریده شد براتت
سوگند به سایه لطیفت — سوگند نمیخورم به ذاتت
در ذات تو کی رسند جانها — چون غرقه شدند در صفاتت
چون جوی روان و ساجدت کرد — تا پاک کند ز سیئاتت
از هر جهتی تو را بلا داد — تا بازکشد به بیجهاتت
گفتی که خمش کنم نکردی — میخندد عشق بر ثباتت