← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۶۹
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
در شهر شما یکی نگاریست — کز وی دل و عقل بیقراریست
هر نفسی را از او نصیبیست — هر باغی را از او بهاریست
در هر کویی از او فغانیست — در هر راهی از او غباریست
در هر گوشی از او سماعیست — هر چشم از او در اعتباریست
در کار شوید ای حریفان — کاین جا ما را عظیم کاریست
پنهان یاری به گوش من گفت — کاین جا پنهان لطیف یاریست
او بد که به این طریق میگفت — کز تعبیههاش دل نزاریست
او بود رسول خویش و مرسل — کان لهجه از آن شهریاریست
نوحست و امان غرقگانست — روحست و نهان و آشکاریست
گرد ترشان مگرد زین پس — چون پهلوی تو شکرنثاریست
گرد شکران طبع کم گرد — کان شهوت نیز برگذاریست
این جا شکریست بینهایت — این جا سر وقت پایداریست
خاموش کن ای دل و مپندار — کو را حدیست یا کناریست