← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۸۰
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
آن خواجه اگر چه تیزگوش است — استیزهکن و گرانفروش است
من غره به سست خندهٔ او — ایمن گشتم که او خموش است
هش دار که آب زیر کاه است — بحری است که زیر که بهجوش است
هر جا که روی هش است مفتاح — اینجا چه کنی که قفلِ هوش است؟
در روی تو بنگرد بخندد — مغرور مشو که رویپوش است
هر دل که به چنگ او درافتاد — چون چنگ همیشه در خروش است
با این همه روحها چو زنبور — طواف ویند زانکه نوش است
شیری است که غم ز هیبت او — در گور مقیم همچو موش است
شمس تبریز روز نقد است — عالم به چه در حدیث دوش است