☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۸۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آن خواجه اگر چه تیزگوش است — استیزه‌کن و گران‌فروش است

من غره به سست خندهٔ او — ایمن گشتم که او خموش است

هش دار که آب زیر کاه است — بحری است که زیر که به‌جوش است

هر جا که روی هش است مفتاح — اینجا چه کنی که قفل‌ِ هوش است‌؟

در روی تو بنگرد بخندد — مغرور مشو که روی‌پوش است

هر دل که به چنگ او درافتاد — چون چنگ همیشه در خروش است

با این همه روح‌ها چو زنبور — طواف ویند زانکه نوش است

شیری است که غم ز هیبت او — در گور مقیم همچو موش است

شمس تبریز روز نقد است — عالم به چه در حدیث دوش است

← Önceki 380 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı