☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۲۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ذوق روی ترشش بین که ز صد قند گذشت — گفت بس چند بُوَد؟ گفتمش از چند گذشت

چون چنین است صنم پند مده عاشق را — آهن سرد چه کوبی؟ که وی از پند گذشت

تو چه پرسیش که چونی؟ و چگونه است دلت؟ — منزل عشق از آن حال که پرسند گذشت

آن چه روی است که ترکان همه هندوی ویند؟ — ترک تاز غم سودای وی از چند گذشت

آن کف بحر گهربخش وراء النهر است — روضه خوی وی از سغد سمرقند گذشت

خارش حرص و طمع در جگر و جانش افکند — چون نسیم کرمش بر دل خرسند گذشت

ذوق دشنام وی از شهد ثنا بیش آمد — لطف خار غم او را گل خوش خند گذشت

گر در بسته کند منع ز هفتاد بلا — تا که این سیل بلا آمد و از بند گذشت

هر کی عقد و حل احوال دل خویش بدید — بند هستی بشکست او و ز پیوند گذشت

مرد چونک به کف آورد چنین در یتیم — خاطر او ز وفای زن و فرزند گذشت

بس که از قصهٔ خوبش همه در فتنه فتند — کاین مقالات خوش از فهم خردمند گذشت

← Önceki 420 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı