← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۲۱
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
ساقیا این می از انگور کدامین پُشتهست — که دل و جان حریفان ز خمار آغشتهست
خم پیشین بگشا و سر این خم بربند — که چو زهرست نشاط همگان را کشتهست
بند این جام جفا جام وفا را برگیر — تا نگویند که ساقی ز وفا برگشتهست
درده آن باده اول که مبارک بادهست — مگسل آن رشتهٔ اول که مبارک رشتهست
صد شکوفه ز یکی جرعه بر این خاک ز چیست — تا چه عشقست که اندر دل ما بسرشتهست
بر در خانهٔ دل این لگد سخت مزن — هان که ویران شود این خانهٔ دل یک خشتهست
بادهای ده که بدان باده بلا واگردد — مجلسی ده پر از آن گل که خدایش کشتهست
تا همه مست شویم و ز طرب سجده کنیم — پیش نقشی که خدایش به خودی بنوشتهست