← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۲۶
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
غیر عشقت راهبین جُستیم نیست — جز نشانت همنشین جستیم نیست
آن چنان جستن که میخواهی بگو — کان چنان را این چنین جستیم نیست
بعد از این بر آسمان جوییم یار — زانک یاری در زمین جستیم نیست
چون خیال ماه تو ای بیخیال — تا به چرخ هفتمین جستیم نیست
بهتر آن باشد که محو این شویم — کز دو عالم به از این جستیم نیست
صافهای جمله عالم خورده گیر — همچو درد درد دین جستیم نیست
خاتم ملک سلیمان جستنیست — حلقهها هست و نگین جستیم نیست
صورتی کاندر نگین او بدست — در بتان روم و چین جستیم نیست
آن چنان صورت که شرحش میکنم — جز که صورت آفرین جستیم نیست
اندر آن صورت یقین حاصل شود — کز ورای آن یقین جستیم نیست
جای آن هست ار گمان بد بریم — ز آنک بیمکری امین جستیم نیست
پشت ما از ظن بد شد چون کمان — زانک راهی بیکمین جستیم نیست
زین بیان نوری که پیدا میشود — در بیان و در مبین جستیم نیست