☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۴۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

این طرفه آتشی که دمی برقرار نیست — گر نزد یار باشد وگر نزد یار نیست

صورت چه پای دارد کو را ثبات نیست — معنی چه دست گیرد چون آشکار نیست

عالم شکارگاه و خلایق همه شکار — غیر نشانه‌ای ز امیر شکار نیست

هر سوی کار و بار که ما میر و مهتریم — وان سو که بارگاه امیرست بار نیست

ای روح دست برکن و بنمای رنگ خوش — کاین‌ها همه به جز کف و نقش و نگار نیست

هر جا غبار خیزد آن جای لشکرست — کآتش همیشه بی‌تف و دود و بخار نیست

تو مرد را ز گرد ندانی چه مردیست — در گرد مرد جوی که با گرد کار نیست

ای نیکبخت اگر تو نجویی بجویدت — جوینده‌ای که رحمت وی را شمار نیست

سیلت چو دررباید دانی که در رهش — هست اختیار خلق ولیک اختیار نیست

در فقر عهد کردم تا حرف کم کنم — اما گلی که دید که پهلویش خار نیست

ما خار این گلیم برادر گواه باش — این جنس خار بودن فخرست عار نیست

← Önceki 445 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı